غفلت از هنر چه زیان‌هایی برای پایتخت دارد – دروازه تهران

غفلت از هنر چه زیان‌هایی برای پایتخت دارد

تهران، شهری که هنر می‌خواهد

غفلت از هنر چه زیان‌هایی برای پایتخت دارد

مهدی میرمحمدی

 چند سال پیش احمد مازنی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی دهم خبر از جلسه‌ای میان نمایندگان نهاد‌های انتظامی، امنیتی، قضایی، قانون‌گذار و اجرایی برای حل مسئله حضور نوازندگان خیابانی داد. حضور نمایندگان این همه نهاد این سؤال را ایجاد می‌کرد که مگر مشکل چیست؟ مگر جمع شدن این نهاد‌ها در کنار هم برای موضوعاتی مثل مسئله شهروندان دست‌فروش یا نزاع‌های خیابانی ممکن می‌شود که مسئله اجرای موسیقی این ‌چنین با عکس‌العمل روبرو شده است. کمی بعد فرماندار تهران از نوازندگی در خیابان به عنوان تکدی‌گری مدرن یاد کرد. هرچند بعد‌تر چنین اظهار نظری تکذیب شد اما در این سال‌ها همواره چنین نگاهی از سوی نهاد‌های رسمی به هنرمندان شهری وجود داشته است؛ اما نکته اینجاست آنچه اینجا مشکل محسوب شده خود می‌تواند یکی از مهم‌ترین چاره‌های این پایتخت بزرگ در برابر مشکلاتش باشد

موسیقی یا بوق و آژیر

تهران شهر عبوسی است. این را هر شهروندی با تجربه زیست خود دریافته است. تهران مملو از آدم‌های بی‌حوصله‌ای است که در برابر هم گاهی کم‌ترین میزان مدارا را به خرج می‌دهند. در چنین شرایطی پیچیدن صدای‌ موسیقی می‌تواند پاد‌زهری برای خیابان‌های عبوس باشد. نوازنده‌ای که شب‌ها در کنار میدان فاطمی به سادگی نوای فلوت را در پیاده‌رو جاری می‌کند، بیش از آنکه کسب درآمد کرده باشد به کمک شهرش آمده است. شهر نیازمند شهر‌وندانی است که بتوانند گرد هم بیایند. برای این کار کافی است که ترمز جامعه را نکشیم. به طور معمول خود جامعه می‌تواند اجرا‌های عمومی خود را طراحی کند. در کنار این نیاز به نهاد‌هایی است که به شکلی هدفمند نیاز‌های هنری شهر را برطرف کنند. در همه این سال‌ها ارکستر سمفونیک تهران چند بار به فضای باز رفته است؟ چرا در همه این سال‌ها ارکستر رسمی کشور به مناسبت عید نوروز در کنار یکی از نماد‌های شهری حضور پیدا نکرده و اجرایی مردمی نداشته است؟ البته که این اتفاق‌ها گاهی همراهی چند نهاد اجرایی را می‌خواهد. گاهی باید پای مدیری در میان باشد که اعصابی پولادین داشته و هیچ از دردسر نترسد. در همه این سال‌ها گاهی چنین مدیرانی وجود داشته‌اند و گاهی هم که نبوده‌اند نهاد‌ها احساس خلع نکرده‌اند.

شهر آن چیزی است که روایت می‌شود

غفلت از هنر چه زیان‌هایی برای پایتخت دارد

 در همه این سال‌ها مدیرانی از جریان‌های مختلف سیاسی کار گرداندن شهر تهران را بر عهده داشته‌اند. همه این مدیران خواستار و مدعی توسعه شهر بوده‌اند. در همه این سال‌ها برج‌ها برافراشته، پل‌ها چندطبقه و اتوبان‌ها ساخته شده‌اند اما همه این‌ها چقدر در هویت‌سازی برای شهر تهران مؤثر بوده‌اند؟ وجود نگاه‌هایی که بیش از آدم‌ها به راحتی خود‌رو‌ها در شهر فکر کرده‌اند باعث شده که شهر بیش از همه با ترافیک‌ و صدای بوق ماشین‌ها شناخته شود. فقط کافی است به آنچه تجربه شده نگاه کنیم. در این سال‌های اخیر پیاده راه خیابان سی تیر در هویت‌سازی برای شهر تهران مؤثرتر بوده یا اتوبان‌هایی که قرار است ما را از شر ترافیک خلاص کنند اما معمولاً چند ساعت بعد از افتتاح خود درگیر ترافیک هستند؟ شهر‌ها زمانی شهر می‌‌شوند که ساکنان میل شهروندی داشته باشند. برای این کار شهروندان باید بتوانند با هم بودن را به نمایش بگذارند. اینجاست که نیاز به نهادهایی است که ایده‌مند بتوانند با شهر‌وندان همراه شود. برای این هویت‌سازی آن نوزانده موسیقی خیابانی، یا اجرا‌گر نمایش‌های پهلوانی می‌تواند یک امکان باشد. حتی ویترین هر مغازه‌ای که بیش از نیم قرن چراغش روشن مانده یک امکان هویت‌ساز است. شهر‌ها با تعداد پل‌ها و آمار زیرگذرهایشان روایت نمی‌شوند. شهر آن‌‌ چیزی است که در ذهن شهروندان نقش بسته. این نقش را اتوبان‌ها نمی‌توانند بزنند. راویان قصه‌گو و شهروندان مشغول به هنر هستند که شهر را برای ما تعریف می‌کنند. اینجاست که هنر اهمیت پیدا می‌کند

شهر چشم‌نوازی می‌کند

غفلت از هنر چه زیان‌هایی برای پایتخت دارد

در این سال‌ها گام‌هایی مهمی هم برداشته شده است. ساکنان دهه ۶۰ و ۷۰ پایتخت می‌توانند این تفاوت‌ها را گواهی بدهند. حالا حتی هنرمندان مدرنیستی مثل محسن وزیری هم از دیوار‌های شهری سهمی دارند. خیلی از نقاط شهر با مجسمه‌هایشان شناخته می‌‌شوند. نوازنده‌های خیابانی به بخشی از هویت میدان‌ها تبدیل شده‌اند. همواره هنرمندانی بوده‌اند که از شهر تأثیر گرفته‌اند و بر شهر تأثیر ‌گذاشته‌اند. این هنرمندان برای نهاد شهر‌گردان می‌توانند یک امکان باشند. پدیده‌هایی مثل گرافیتی یا موسیقی خیابانی در این سال‌ها نشان داده‌اند که هنر مردمی در نهایت راه خود را به شهر باز می‌کند و اتفاقاً به دلیل مردمی بودنش می‌تواند خیلی بیشتر از هنر رسمی تأثیرگذار باشد. نکته اینجاست که اختلاف میان فرهنگ مردمی و رسمی نمی‌تواند به سود هیچ جامعه‌ای باشد. در این سال‌های اخیر تعدادی از مجسمه‌سازان شهر توانسته‌اند سهمی از شهر داشته باشند. هر چند جای بسیاری خالی است. بسیاری از هنرمندان از پس راه رسم‌های اداری برنمی‌آیند و صدایشان عمومی نمی‌‌شود. گاهی بدسلیقگی‌ها خبرساز شده‌اند اما این خبر‌ها را نمی‌توان به همه شهر نمی‌توان نسبت داد. کم پیش نمی‌آید که خودمان را می‌توانیم در صدای یک نوازنده خیابانی یا مجسمه نصب شده در خیابان پیدا کنیم. راه هنر به شهر باز شده‌ است.

۲۲ آبان ۱۳۹۹ – روزنامه چندرسانه‌ای دروازه تهران

از میان خبرها: تجربه اجرای تئاتر در فضای باز در این روز‌های تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *